ميرزا حسن حسينى فسايى
856
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
على ( ع ) « 1 » مشهور به محمد بن حنفيه « 2 » در درز آن سنگ پنهان شده است و بر صفحه پيشانى آن طاق به كاشى معرق به خط سفيد در كاشى كبود نوشته است : بسم اللّه تعالى على ساكن هذا المشهد امير المؤمنين محمد بن امير المؤمنين على عليهما السلام كتبه حسين البخارى فى سنه اربعين و سبعمائه و در ازارهء داخلى اين گنبد به ارتفاع ذرعى ، خشتهاى كوچك كاشى همه مثمن به كار بردهاند و بركنارهء آن خشتها ، اشعار كتاب ليلى و مجنون فارسى نوشتهاند و بيشتر آنها ، شكسته و ريخته است و تا روز بيست و هفتم اين ماه در آن جزيره توقف داشتند و هر روزه نواب و الا به مصاحبت اين بنده ، سوار شده ، كوه و صحراى آن جزيره را ملاحظه مىنمودند و در تلال اين جزيره ، دوازده سر آهو ديديم و كبك و تيهو و كبوتر و هدهد و انواع طيور وفور داشت و جانور درنده مانند پلنگ و گرگ و شغال و روباه ، هيچ ندارد و سگ در آن جزيره نديديم و چون سؤال كرديم اهل آن گفتند هر سگى بياوريم بعد از دو سه ماه تابستان لامحاله ديوانه مىشود . و روز بيست و هفتم « 3 » ، باز بر كشتى بخار نشسته ، بعد از پنج ساعت وارد بندر بوشهر شديم و چون به شيخ مذكور خان كنگانى كه سالها به خودسرى حركت مىنمود و نواب اشرف و الا ، احتشام الدوله چنان كه نگاشته گرديد ، او را مأخوذ داشته به شيرازش رسانيد و در سال نود و پنج به توسط حاجى عبد النبى تاجر بوشهرى باز حاكم بندر كنگان و گلهدار و نواحى گرديد در سال اول به قاعده رفتار نمود و در سال نود و شش به حصانت قلعه قلات سرخ كه شرح آن در ذيل عنوان قلعههاى كوهى فارس بيايد ، مغرور گشته ، از اداى ماليات و نظم نواحى ، تقاعد نموده ، اموال و عيال خود را به قلعه قلات سرخ « 4 » برده ، متحصن گرديد و نواب اشرف و الا ، احتشام - الدوله ، از بندر بوشهر ، محمد ابراهيم بيگ را كه از نوكرهاى آزموده قديمى نواب و الا بود ، با چهارصد نفر سواره و پياده چريك به سركردگى خداكرم خان بويراحمدى كوهگيلوئى و چهارصد نفر سرباز و دو ارابه توپ براى فتح قلعه قلات سرخ و گرفتارى شيخ مذكور خان مأمور فرموده ، روانه مقصدش داشته ، در بندر بوشهر در انتظار خبر نشستند و چون خبر فتح رسيد ، روز نهم ماه جمادى دويم « 5 » اين سال از بوشهر حركت كرده ، از راه برازجان و خشت ، وارد كازرون گرديدند و محمد ابراهيم بيگ بعد از ورود به دامنه قلعه قلات سرخ به چند روز فاصله قلعه را طوعا او كرها گشود و شيخ مذكور خان را گرفته ، مغلولا از طريق دشتى و دشتستان و خشت و كازرون به اردوى نواب و الا ، احتشام الدوله ، ملحق گردانيد و نواب و الا روز بيست و دويم اين ماه وارد شيراز شدند و در همان روز به فرمايش حضرت اشرف و الا ، حاجى معتمد الدوله ، شيخ مذكور خان را به دار كشيده به سياست رسانيدند و چون اين خبر به دار الخلافه طهران رسيد ، امناى دولت جاويد - عدت ، به پاداش آن خدمت محمد ابراهيم بيگ را به منصب سرهنگى خارج از فوج و لقب خانى سرافراز فرموده او را محمد ابراهيم خان سرهنگ گفتند و حكومت نواحى كنگان و گلهدار و گاو -
--> ( 1 ) . در متن : ( است مشهور ) . ( 2 ) . ر ك : آثار شهرهاى باستانى سواحل و جزاير خليج فارس ، ص 872 : ( بىشبهه ضريح مزبور متعلق به محمد بن حنفيه نيست ) . ( 3 ) . برابر با 7 آوريل 1880 . ( 4 ) . ر ك : فارسنامه ناصرى ، گفتار دوم ، قلعههاى كوهى مملكت فارس . ( 5 ) . برابر با 19 مه 1880 .